X
تبلیغات
وب‌گاه بیژن عبدالکریمی - فرهنگ، جامعه، سیاست
نشست «مدرنیته و جامعه ایران»
با حضور بیژن عبدالکریمی و مهدی بنایی
زمان: چهارشنبه، ۲۷ فروردین، ساعت ۱۶ تا ۱۹
مکان: دانشگاه شیراز، جنب دانشکده حقوق، تالار حکمت

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 23:13 توسط مدیر وب‌گاه |

مناظره دکتر بیژن عبدالکریمی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پیروزمند درباره علوم انسانی اسلامی
زمان: سه‌شنبه، ۲۶ فروردین، ساعت ۱۱
مکان: دانشگاه شهید چمران اهواز، سالن اجتماعات دانشکده اقتصاد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 19:25 توسط مدیر وب‌گاه |

فایل صوتی برنامه زاویه درباره رسانه را از اینجا دریافت کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 1:4 توسط مدیر وب‌گاه |


تصویرهایی پراکنده از روزهایی که «دانستن» ارزش داشت

مصاحبه نسیم بیداری با بیژن عبدالکریمی

(منتشرشده در مجلة نسیم بیداری، شماره­های 45 و 46، نوروز 1393)

نسیم بیداری: آقای عبدالکریمی! آیا ممکن است برخی از خاطرات زندگی فردی و شخصی خود را از دهه ­های گذشته بیان کنید که حاوی تصویرهایی گوناگون از تاریخ گذشته ما برای نسل جوانی باشد که آن روزها را ندیده، لیکن بسیار مشتاقند تا تصویری حقیقی­ تر از آن روزها و لذا تاریخ معاصرشان داشته باشند؟

ــ حقیقت امر این است که شما فرد مناسبی را برای این منظور برنگزیده­اید. روحیه من بیشتر با نگاه به آینده سازگار است تا گذشته. توجه زیادی به کلیات دارم و شیفتة کلیاتم و خیلی اهل جزئیات نیستم. برای همین هم سراغ فلسفه رفته­ام که به امر کلی می­پردازد، و نه هیچ رشتة دیگری از جمله تاریخ، که جملگی با امور جزیی سروکار دارند. خاطره و خاطره­گویی از جنس تاریخ است که با جزئیات و ظرایف کار دارد و رویکردش بیشتر به گذشته است. من شیفته امر کلی­ام و همین امر حافظة تاریخی ­ام را ضعیف کرده است. با این همه، وقتی خاطرات زندگی خود را مرور می­کنم تصاویری در ذهن دارم که نه پاک می­شوند و نه کم­رنگ، و این تصاویر همواره با من­اند. در اینجا سعی می­کنم به فرازها و خاطراتی از زندگی شخصی و فردی ­ام در گذشته اشاره کنم، به این امید که هر یک از این فرازها همچون یک تصویر، گوشه­ای از تاریخ چنددهة گذشته را به نحو حقیقی ­تری بازگو نماید.

1. خانه ­ای که دوران کودکی و نوجوانی خود را در آن گذراندم در...

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 22:41 توسط مدیر وب‌گاه |

رسانه‌های جمعی و «افسانه‌سازی جهان»

(تأملاتی بر «انسان و جهانی» رسانه‌ای شده)

مارتین هایدگر، در کتاب «پرسش از تکنولوژی» اظهار داشت «جوهر تکنولوژی نحوه¬ای از آشکار کردن هستی است». در مورد تکنولوژی¬های رسانه¬ای نیز هیچ سخنی نمی¬تواند بیش از این به حقیقت نزدیک باشد و دلیل وجودی¬ این تکنولوژی¬ها دقیقاً همین است که با تبدیل رویدادها و رویارویی¬های ما با جهان، به «بازنمودها یا تصورات»، جهان را برای ما «آشکار می¬سازد». اما این آشکارسازی، نوعی «نظم¬بخشیدن» یا «قالب¬بندی» خاص جهان (به تعبیر هایدگر گشتل) نیز هست. در این¬جا تعبیر «نظم¬بخشی» در معنای دوگانه هم ایجاد ساختار و هم به زیر فرمان درآوردن کنش¬های خاص به کار رفته است. این نکته شامل همة تکنولوژی¬های رسانه¬ای مدرن نیز می¬شود. هم¬چنین، از نظر هایدگر تکنولوژی در روزگار ما دیگر در اختیار ما نبوده، بلکه خود به معنای خاصی از نوعی عاملیت برخوردار گشته، تا آن¬جا که زندگی انسان¬ها را تابعی از فرآیندهای خویش قرار داده، به همه¬چیز انتظام و قالب¬بندی¬ها و چارچوب¬های خاص خویش را می¬بخشد. «تکنولوژی رسانه¬ای از منظری انتقادی (طرح مباحثی در حوزه مطالعات فرهنگی و رسانه¬ای)»، اثر یوست وان لون، کتاب ارزش¬مندی در حوزه پژوهش¬های رسانه¬ای و حاوی بسیاری از موضوعاتی است که در عرصه این پژوهش¬ها در دوران ما وجود دارد. وان لون استاد تحلیل رسانه در مؤسسه تحلیل فرهنگی دانشگاه ناتینگهام ترنت است. آثار او به¬خوبی تأثیرپذیری¬اش از دیدگاه¬های متفکر بزرگ روزگار ما، مارتین هایدگر را نشان می¬دهد. این کتاب به¬خوبی این تأثیرپذیری را آشکار می¬سازد. وان لون در این کتابش کوشیده است تا مفهوم گشتل (به معنای چارچوب و چارچوب¬بندی) در تفکر هایدگر را در حوزه تکنولوژی رسانه¬¬ای به کار برد. هایدگر تکنولوژی دوره جدید را به منزله  گشتل، یعنی به منزله آنچه به همه چیز و همه کس چارچوب و انتظام می¬بخشد، فهم می¬کند. لون نیز در اثر خویش خواهان است تا نشان دهد که تکنولوژی¬های رسانه¬ای جدید نیز هم جهان ما و هم نحوه هستی (دازاین) خودمان را رسانه¬ای کرده¬اند. به تعبیر ساده¬تر، همان¬گونه که هایدگر نشان می¬دهد تکنولوژی جدید در معنای عام کلمه را نباید صرفاً به منزله مجموعه¬ای از ابزارها فهمید، لون نیز در این اثر خواهان است این حقیقت را اثبات کند که تکنولوژی¬های رسانه¬¬ای جدید صرفاً ابزارهایی برای انتقال پیام یا اطلاعات نبوده، بلکه آن¬ها جهان و نحوه هستی خود ما را، در معنا و مفهومی وجودشناختی و نه صرفاً به معنای جامعه¬شناختی و روان¬شناختی تغییر داده¬اند. رسانه¬های مدرن پدیدارهایی تکنولوژیک هستند، اما پدیدارهایی صرفاً تکنولوژیک نیستند. فهم رسانه¬گری به معنای تکنولوژی ما را قادر می¬سازد شیوه خاص نظم یافتن جهانی را که در آن زندگی می¬کنیم، درک کنیم.


ادامه یادداشت
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 20:49 توسط مدیر وب‌گاه |

رسانه‌های مدرن، انسان رسانه‌ای و بسط نیهیلیسم

این مقاله در صدد اثبات دو نکتة اساسی است:
۱.    رسانه‌ها را نباید صرفاً به منزلة مجموعه¬ای از ابزارها دانست که در زندگی ما ظهور یافته¬اند، بلکه آنها، به¬خصوص در عالَم مدرن یکی از مهم¬ترین عناصر قوام¬بخش عالَمیت ما هستند، تا آنجا که می¬توان انسان دوري کنونی را «انسانی رسانه¬ای» تلقی کرد، با این توضیح که رسانه¬ها در جهان کنونی استمرار نحوة هستی (اگزیستانس) ما هستند.
۲.    این رسانه¬ها در سراسر جهان، از جمله در جامعة ما، از عوامل بسیار مهم بسط نیهیلیسم و بی¬معنایی وجودشناختی (و نه روان¬شناختی و جامعه¬شناختی) در زندگی ما هستند.

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 20:47 توسط مدیر وب‌گاه |

رسانه‌های جمعی و تولید حقیقت
گفت‌وگویی با بیژن عبدالکریمی
تهیه و تنظیم: مسعود پیوسته
در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹، گزارش کوتاهی از مقاله و سخنرانی ارائه شدة دکتر بیژن عبدالکریمی در همایش «فلسفة رسانه»، که توسط پژوهشگاه علوم انسانی برگزار گشته بود، در روزنامه شرق منتشر شد با عنوان «رسانه¬های مدرن، بسط نیهیلیسم و مرگ حقیقت»، که خواننده با خواندن آن، احساس سرد بی¬اعتمادی¬اش به رسانه¬های جمعی و ناامیدی¬اش به نیل به حقیقت به¬ واسطة این رسانه¬ها صدچندان می¬شود. به مناسبت همین یادداشت، با دکتر عبدالکریمی به گفت¬وگو نشستیم تا شاید با توضیحاتی بیشتر، مخاطب فاصله خود تا حقیقت را بهتر دریابد.
ـ سؤال نخست این است: اگر با شما موافق باشیم که جهان کنونی ما «جهانی رسانه¬ای¬ شده» و به تبع آن انسان دورة حاضر نیز «انسانی رسانه¬ای» است و از سوی دیگر، رسانه¬های جمعی نیز عموماً و علی¬الاصول با انگاره¬سازی¬های خود، مخاطب را واقعاً به سوی حقیقت رهنمون نمی¬شوند، پس تکلیف «حقیقت» چه می¬شود؟ آیا باید بپذیریم که حقیقتی وجود ندارد و ماییم و تفسیرهای گوناگون و بی¬شماری که هر یک از رسانه¬های جمعی در جهت اهداف و مقاصد داخلی یا بین¬المللی خود می¬کوشند از حقیقت ارائه داده یا به تعبیر جنابعالی هر یک به «جعل و تولید حقیقت» می¬پردازند؟ آیا باید بپذیریم که واقعیت و حقیقتی وجود ندارد و هر چه هست جعل و تولید حقیقت است؟ براستی در این جهان رسانه¬ای شده حقیقت کجاست و آن را کجا باید جست؟

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 20:44 توسط مدیر وب‌گاه |

دکتر عبدالکریمی روز چهارشنبه، ۲۱ اسفند، در میزگرد برنامه زاویه راجع به رسانه حضور خواهد یافت. این برنامه ساعت هشت و نیم شب از شبکه چهار پخش می‌شود.

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 23:48 توسط مدیر وب‌گاه |

پرسش: سلام آقای دکتر. سوالی از شما داشتم. حضرتعالی در برنامه زاویه فرمودید-قریب به این مضمون- که پست مدرنیسم خودش را به ما تحمیل میکند و ما نمی توانیم جلوی ورودش را بگیریم و فقط باید شیوه برخورد خود را با آن مشخص کنیم. پست مدرنیسم خود را در شبکه های اجتماعی در شکاف بین نسلها و خیلی چیزهای دیگر نشان می دهد.به نظر شما ما واقعاً پست مدرن شده ایم. آقای هوشنگ ماهرویان در کتاب خود «مدرنیسم و بحران ما» معتقد است که ما اصلاً مدرن نشده ایم که پست مدرن شویم. ایشان می گوید تفکر ما هنوز اسطوره ای است بنابراین نمی توانیم خود را مدرن بدانیم.به نظر شما این انتقاد ایشان به کسانی که از مدرنیبسم و پست مدرنیسم در ایران صحبت می کنند وارد نیست.ایشان معتقدند ما ادای مدرنیستها را در می اوریم و هر نقدی که پست مدرن ها به مدرنیسم می گیرند ما به خودمان می گیریم در حالیکه این نقد شامل حال ما نمی شود. اساساً آیا شما معتقدید که برای پست مدرن بودن حتماً باید از مدرنیسم عبور کنیم.خوشحال می شوم جواب شما را ببینم.

==============

پاسخ: اولاً، سنت، مدرنیسم یا پست مدرنیسم صرف مجموعه ای از باورها، اعتقادات، اندیشه‌ها یا یک مکتب نظری نیستند، بلکه رویدادگی‌هایی تاریخی هستند که زندگی و هستی واقعی آدمیان را در برگفته است. ثانیاً در روزگار ما، روند جهانی شدن به دلایل گوناگون شدت و حدت پیدا کرده، لذا جوامعی مثل ما نیز دیگر نمی‌توانند بر اساس صرف تاریخ بومی و محلی خود زندگی کنند. جهان ما بیش از گذشته به صورت ظروف مرتبطه‌ای درآمده است که تغییرات در بخشی از جهان (به خصوص در غرب که هژمونی فرهنگ و تمدن کنونی را دارد) دیگر بخش‌های جهان را دربرمی‌گیرد. ثالثاً، مشکل اینجاست که برخی تاریخ را خطی می‌بینند، تو گویی ما ابتدا باید سنتی باشیم، سپس به مدرنیسم برسیم و بعد با عبور از مدرنیسم به پست مدرنیسم دست یابیم. اما حرکت تاریخ امری خطی نیست. رابعا، در پرسش شما، این مفروض وجود دارد که گویی نوعی نسبت «یا این یا آن» میان سنت، مدرنیسم و پست‌مدرنیسم وجود دارد، یعنی یک جامعه یا سنتی است یا مدرن است یا پست مدرن. به اعتقاد اینجانب، اصلا چنین نیست، بلکه جامعه‌ای می‌تواند یک جامعه پساصنعتی و پست مدرن باشد و در همان حال خرافی‌ترین اندیشه‌های انیمیستی و شمنیستی در آن وجود داشته باشد. در خصوص جامعه ما نیز چنین است، یعنی هم عناصری از زندگی سنتی، هم مؤلفه‌هایی از زندگی مدرن و مدرنیسم و نیز بسیاری از جنبه های پست‌مدرنیسم (فرضا عنصر فراواقعیت یا واقعیت مجعول، جهان رسانه‌ای‌شده و تولید حقیقت توسط رسانه‌ها، وجود کثرت صداها و پایان یافتن عصر فراروایت‌ها، کارناوالیسم و تبدیل شعائر به منابعی برای لذت و سرگرمی و ....) دیده می شود. مطالعه سیاه‌مشق اینجانب با عنوان «ما و جهان نیچه‌ای» شاید در این خصوص مفید باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 19:49 توسط مدیر وب‌گاه |


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 20:19 توسط مدیر وب‌گاه |

روز سه­شنبه، ۲۹ بهمن، تالار کمال دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شاهد برپایی نشستی بود با عنوان «هایدگر و تفکر معاصر ایران» که با حضور سیاوش جمادی، بیژن عبدالکریمی، شهرام پازوکی و تنی­چند از دیگر اساتید و جمع کثیری از دانشجویان و علاقمندان به بهانة رونمایی از کتاب «هایدگر در ایران»، اثر تازه­منتشرشدۀ بیژن عبدالکریمی برگزار گردید. نوشتة زیر متن سخنرانی مؤلف اثر در این نشست است.

موانع فهم هایدگر در ایران

تأخر تاریخی: رنج مشترک قدرت سیاسی، سنت­گرایی و روشنفکری

بیژن عبدالکریمی

مسألة اصلی کتاب «هایدگر در ایران» اندیشیدن به وضعیت تاریخی خودمان از رهگذر بحث در خصوص وضعیت تفکر هایدگر در ایران است. «هايدگر در ايران» در صدد نقد و بررسي چگونگي نفس حضور و نیز نحوة حضور تفکر هايدگر در ايران و تأثير آن بر تاريخ تفکر معاصر ما ايرانيان و بحث و گفت­گو دربارة پرسش­هاي بسيار متعددي است که پيرامون اين موضوع وجود دارد. لیکن شاید بتوان گفت ضرورری­ترین و بنيادي­ترین پرسش در لابلای خطوط این اثر این است: چگونه مي­توان در جهان معاصر به درك شايسته­اي از جهان و هستي دست يافت كه به تعارضات، آشفتگي­ها و بي­سروساماني دروني عالَم ويران شدة ما وحدت و انتظام بخشد؟ به تعبیر دیگر،آيا هايدگر و آن دسته از انديشمندان ايراني که بر تفکر اين متفکر بزرگ آلماني تأکيد ورزيده­اند به ما در رهايي از تعارضات و تناقضات­مان ياري رسانيده­اند، يا وضعيت­تر را آشفته­تر و پرابهام­تر ساخته­اند، يا آن­که مسأله پيچيده­تر و غامض­­­تر از آن است که بتوان پاسخي قطعي و يکسويه به اين پرسش عرضه کرد؟

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 0:22 توسط مدیر وب‌گاه |

نشست هایدگر و تفکر معاصر ایران

به بهانه انتشار کتاب «هایدگر در ایران» اثر تازۀ بیژن عبدالکریمی

با حضورِ سیاوش جمادی، محمدمنصور هاشمی، بیژن عبدالکریمی


زمان: روز سه‌­شنبه، ۲۹ بهمن، ساعت ۱۴ الی ۱۶

مکان: دانشگاه تهران، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، تالار کمال.

تذکر: بنا به اطلاع و روال پیشین، حضور کسانی که دانشجوی دانشگاه تهران نیستند، با تسلیم کارت شناسایی، از درب خیابان ۱۶ آذر آزاد است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 12:44 توسط مدیر وب‌گاه |

گفت­وگو با بیژن عبدالکریمی درباره جایزه کتاب سال فلسفه

جایزه متأثر از قدرت سیاسی قابل اعتنا نیست

ادای غربی­ها و نهادهای فرهنگی آنان را درمی­آوریم

(منتشرشده در روزنامه آسمان، شماره 1، شنبه، 26/11/1392)

 

جناب دکتر عبدالکریمی هفته گذشته رویداد انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی را شاهد بودیم. می­خواستم نظرتان را درباره انتخاب­های کتاب­های سال حوزه فلسفه و اندیشه جویا شوم؟

در فضای سیاسی­ـ­اجتماعی جامعه ما یک نوع خودبنیادی و خودارجاعی دیده می­شود، به این معنی که قدرت سیاسی خودش می­برد، خودش می­دوزد و خودش قضاوت می­کند. از آنجا که در جامعۀ ما، صرف نظر از نهادهای سنتی، نهادهای اصیل اجتماعی و فرهنگی جدید شکل نگرفته و وجود ندارند لذا همه این گونه فعالیت­ها، مثل انتخاب کتاب سال، انتخاب فیلم، نمایشنامه یا آثار هنری برتر یا استاتید نمونه همواره در مظان نوعی اتهام، بدبینی، بی­توجهی یا بی­اعتباری است؛ حتی اگر قضاوت­های ندرتاً درستی نیز صورت گرفته باشد. به عبارت دیگر چون ما فاقد نهادهای اصیل و مشروع فرهنگی، یعنی فاقد نهادهایی هستیم که توسط خود اصحاب حقیقی فرهنگ و تفکر شکل گرفته باشند و توسط خود آنها مدیریت شوند، لذا نهادهای رسمی و دولتی و وابسته به قدرت سیاسی وظیفۀ این گونه بررسی­ها و انتخاب­ها، مثل انتخاب کتاب سال، را بر عهده گرفته­اند. اما براستی، چه کسانی یا کدامین نهاد باید کتاب برتر سال را در هر حوزه­ای تعیین کند؟! به اعتقاد من نهادهایی که مرجعیت اصیل فرهنگی داشته باشند، مثل نهادهای طبیعی انجم قلم، کانون نویسندگان، انجمن­های علمی و فلسفی، و غیره. اما بی­تردید نهادهای دولتی فاقد یک چنین صلاحیت و مشروعیت علمی و فرهنگی هستند. به همین دلیل نیز اصحاب اصیل حوزۀ فرهنگ و تفکر نه فقط این شوهای فرهنگی را جدی تلقی نکرده بلکه حتی کسر شأن خود می­دانند که در آنها به نحوی جدی حضور به هم رسانند. آری! اگر به راستی، انجمن­های علمی و فلسفی اصیلی در کشوروجود داشت که براستی توسط جامعۀ علمی و فلسفی کشور شکل گرفته بود و توسط رأی خود آنها مدیریت می­شد برای فردی چون بنده مهم بود که مقاله، تألیف یا ترجمه­ام به منزلۀ اثری علمی و فلسفی برتر سال انتخاب شود، اما در یک چنین شرایطی، یعنی در زمان فقدان وجود نهادهای اصیل و مشروع فعالیت­هایی چون انتخاب کتاب سال به بار نمی­نشیند. در جامهۀ ما لویاتان دولت و سیاست همه جا، از جمله حوزۀ فرهنگ را غضب کرده و حضورش در همه جا سنگینی می­کند. لذا دولت به خودش اجازه می­دهد در حوزه فرهنگ هم اظهار نظر کند. ممکن است گفته شود برنامه­هایی مثل انتخاب کتاب سال نه توسط نیروهای اجرایی بلکه بر اساس رأی  نظر خود اساتید دانشگاه­ها و اصحاب فرهنگ صورت می­گیرد. اما با صرف بیان این نکته، تردید و بدبینی بنیادینی که در جامعه، به خصوص در میان اهل فرهنگ و تفکر در مورد این برنامه­های ظاهراً فرهنگی وجود دارد، از میان نمی­رود. در جامعه­ای که سیاست و قدرت سیاسی همه جا حضور دارد، طبیعی است که به درستی یا نادرستی­ــ فرقی نمی­کند­، نتیجه­اش یکی است­ــ همه چیز از بنیان و اساس رنگ و بوی سیاست و عدم اصیل بودن به خود گیرد.

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 20:18 توسط مدیر وب‌گاه |

با توجه به اعلام نظر آقای آرش فرهانیان (از خوانندگان وبلاگ) درباره رابطه حکومت (قدرت سیاسی) و روشنفکر یا فیلسوف و پاسخ دکتر عبدالکریمی به ایشان که در ادامه می‌آید، همه علاقمندان را به بحث راجع به الگوی حرکت فکری یا کار نظری دعوت می‌کنیم.

گروه مدیریت وبلاگ

=============

متن نظر آقای آرش فرهانیان:

«اندر احوالات آقای عبدالکریمی همین دو جمله از هانا آرنت بس که:     "شکل گیری حکومت‌های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته‌بین و حقیر ممکن نیست. این گونه روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می‌کنند که مدعی مبارزه با آنند."     «فیلسوفی که می‌خواهد در اجتماع حضوری فعال داشته باشد او دیگر فیلسوف نیست بلکه سیاستمدار است. او تنها جویای حقیقت نیست، بلکه خواهان قدرت است.»

"خدمت به استبداد" و "جستن قدرت" دو مقوله ای که به طور برجسته در افکار و رفتار و آراء آقای عبدالکریمی به چشم می خورد. خوشحال می شوم که دانشجویان آقای عبدالکریمی این کامنت را به سمع ایشان رسانده و همچنین خوشحال تر آن وقت که خود آقای عبدالکریمی در همین وبلاگ دست به تبیین افکار خود بزند. گویا ایشان مطالب و کامنت های این وبلاگ را مطالعه نمی فرمایند!  پسندیده نیست که یک عده دانشجو را اجیر کنی تا افکارت را تبلیغ کنند و از آن افکار هم دفاع کنند.  وحتی زحمت این را به خود ندهی تا خودت از افکارت دفاع کنی.       


======================= 

پاسخ دکتر عبدالکریمی:

آقای آرش فرهانیان!    

با سپاس از یاداشت جنابعالی. اگر اجازه و حق دفاع از خود را داشته باشم خواهانم شما و سایر عزیزانی چون شما را به تامل بر ر روی این نحو استدلال تان دعوت کنم: گزاره کلیه‌ای که مبنای استدلال شما قرار گرفته است این است: " «فیلسوفی که می‌خواهد در اجتماع حضوری فعال داشته باشد او دیگر فیلسوف نیست بلکه سیاستمدار است. او تنها جویای حقیقت نیست، بلکه خواهان قدرت است.» آیا براستی این گزاره در همه موارد صادق است؟ یعنی آیا اگر هر کسی در صحنه اجتماعی حضور یابد اهل سیاست یا خواهان کسب قدرت است؟ نمی گویم هیچگاه چنین نیست، اما آیا می توان گفت همیشه چنین است و هیچ استثنا یا استثناهایی نمی توان برای آن قائل شد؟ آیا می توان سقراط را اهل سیاست و خواهان کسب قدرت تلقی کرد؟    

اما اگر کسی درست مثل شما اما در جهت مقابل استدلال شما بیان کند که «فیلسوفی که نمی‌خواهد در اجتماع حضور داشته باشد و نکوشد همچون سقراط برای نجات زندانیان غار به غار بازگردد و تنها در برج عاج اندیشه های فردی خویش بسر برد او دیگر فیلسوف نیست بلکه فرد پفیوز (به تعبیر شریعتی) و عافیت جو و عافیت طلبی است که تنها خواهان حفظ و نجات خویش مستقل از سرنوشت مدینه است"، چگونه باید به وی پاسخ گفت؟    

بسیار خوشحال خواهم شد که دلایل خود مبنی بر خوش خدمتی اینجانب به استبداد و قدرت طلبی اینجانب را بیان فرمایید تا در حضور دیگران با یکدیگر در باره این دلایل دیالوگ کرده، من نیز بتوانم مسیر درست تفکر و زیستن درست را از نازنینانی چون شما بیاموزم.

با سپاس مجدد

بیژن عبدالکریمی، ۱۶ بهمن ۱۳۹۲

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 12:54 توسط مدیر وب‌گاه |

دومین جلسه مناظره دکتر بیژن عبدالکریمی و حجت‌الاسلام دکتر علیرضا قائمی‌نیا در برنامه این هفته مجله فرهنگی زاویه در شبکه چهار (چهارشنبه شب ۲/۱۱/۱۳۹۲)، ساعت ۲۰:۳۰.

این هفته نیز به دنبال مناظره هفته گذشته، در برنامه مجله فرهنگی زاویه دکتر بیژن عبدالکریمی و حجت‌الاسلام دکتر قائمی نیا در خصوص تأثیرات فرهنگی و اجتماعی شرایط پست مدرن بر جامعه ایران و نحوه رویارویی ایرانیان با روند پست مدرنیسم به بحث خواهند نشست. دوستان علاقمند را به پیگیری این بحث مهم و اظهار نظر در باره آن دعوت می‌کنیم.

 

فایل صوتی این مناظره در سایت «سیمافکر» به آدرس زیر قابل دسترسی است.

http://simafekr.tv

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت 20:25 توسط مدیر وب‌گاه |

مناظره دکتر بیژن عبدالکریمی و حجت‌الاسلام دکتر علیرضا قائمی‌نیا در برنامه این هفته مجله فرهنگی زاویه در شبکه چهار (چهارشنبه شب ۲۵/۱۰/۱۳۹۲)، ساعت ۲۰:۳۰.

این هفته در برنامه مجله فرهنگی زاویه دکتر بیژن عبدالکریمی و حجت‌الاسلام دکتر قائمی نیا در خصوص تأثیرات فرهنگی و اجتماعی شرایط پست مدرن بر جامعه ایران و نحوه رویارویی ایرانیان با روند پست مدرنیسم به بحث خواهند نشست. دوستان علاقمند را به پیگیری این بحث مهم دعوت می‌کنیم.

 

فایل صوتی این مناظره در سایت «سیمافکر» به آدرس زیر قابل دسترسی است.

http://simafekr.tv

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 20:27 توسط مدیر وب‌گاه |

جامعه­ متوهم

(مصاحبۀ بیژن عبدالکریمی با نشریة سوره، منتشر شده 72- 73، آذر و دی ماه 1392، صص 271- 273)

ـ تاریخ ایرانی در دوره‌ی جدید در مواجهه با تاریخ غرب چه امکان‌هایی داشت و ما چه مواجهات دیگری می‌توانستیم داشته باشیم؟

عبدالکریمی: این پرسش بر اساس عقلی انتزاعی و غیرتاریخی صورت گرفته است. در واقع، معنای این پرسش این است که در فضایی ذهنی و غیرتاریخی ما به لحاظ عقلی و منطقی از چه امکاناتی در مواجهه با غرب برخوردار هستیم. آنگاه باز هم بر اساس عقلی انتزاعی، غیرانضمامی و غیرتاریخی می­توانیم بگوییم در مواجهه با غرب ما از سه امکان ذهنی و منطقی برخوردار بوده و هستیم: ۱. انکار تام و تمام غرب و روند مدرنیته ۲. پذیرش کورکورانه و مقلدانة تام و تمام غرب و روند مدرنیته ۳. مواجهة متفکرانه و انتقادی با غرب و مدرنیته در طیف­هایی بسیار گوناگون و متکثر.

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 4:22 توسط مدیر وب‌گاه |

مبارزه دن‌کیشوت‌وار با علوم انسانی جدید: از «حیات علمی» تا «مسأله روش»

منتشرشده در نشریه گفتمان الگو (دوماهنامه الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت)، شماره ۱، دی ۱۳۹۲، صص ۳۷ تا ۳۹

۱. ما در سنت تاریخی خود علوم انسانی در معنا و مفهوم جدید آن نداشته­‌ایم.

عقلانیت علمی به طور کلی و علوم انسانی جدید، به منزلۀ بخشی از عقلانیت علمی، به‌هیچ‌وجه در سنت تاریخی ما شکل نگرفته است و ما با عقلانیت علمی و علوم انسانی تجربی جدید تا حدود بسیار زیادی بیگانه‌ایم. به همین دلیل است که ما شاهد ظهور تئوری‌ها و پژوهش‌های اصیل علمی در دیار خویش نیستیم.

مهم‌ترین عامل و بنیادی‌ترین دلیل تاریخی عدم ظهور عقلانیت علمی و عدم تکوین علوم انسانی در معنای جدید در دیار خودمان را باید عدم رشد و عدم به تمامیت رسیدن عقلانیت متافیزیکی در سنت تفکر اسلامی دانست. علم جدید تنها در سنت تاریخی متافیزیک یونانی ظهور کرده است و  در هیچ یک از سنت‌های نظری تاریخی دیگر، از جمله در سنت نظری تاریخی خود ما، علم به معنا و مفهومی که در غرب ظهور پیدا کرده، شکل نگرفته است. البته در میان اقوام و سنت‌های تاریخی دیگر، مثل چینیان، مصری‌ها و هندی‌ها و سنت­های نظری و تاریخی آنان علوم به معانی دیگری وجود داشته‌اند، اما علم به مفهومی که ما از «علم تجربی جدید» و رابطه خاصی که میان انسان یا سوبژة مدرن با جهان به منزلۀ ابژه شکل گرفت و اینکه انسان توانست طبیعت را به منزلۀ ابژۀ عقل و ارادة خود فهم کند، در میان هیچ­یک از آن اقوام و فرهنگ‌ها و تمدن‌های آنان وجود نداشته است. کانت برای توصیف سرشت علم مدرن در کتاب «نقد عقل محض» مثالی می‌زند و می‌گوید تا قبل از ظهور علم جدید، بشر به مانند کودکی بود که تاتی، تاتی می‌کرد و ریسمان هدایتش را طبیعت به دست گرفته بود، اما بشر دورة جدید، دیگر نه همچون یک کودک بلکه در مقام قاضی یا دادستانی است که گلوی طبیعت را می‌فشارد و از آن پاسخ‌های پرسش­های خودش را می‌طلبد. یک چنین تحولی، یعنی ابژه کردن طبیعت، انسان و جامعه و پژوهش تجربی دربارة آنها بر اساس طرح­های از پیش تعیین­شده صرفاً در علم جدید و با علم جدید غربی و نه در هیچ­یک از فرهنگ­ها و تمدن­های غیرغربی شکل گرفت. لذا، در سنت تاریخی ما نیز، همچون همة سنت­های تاریخی غیرغربی، علوم جدید به طور کلی و علوم انسانی در معنا و مفهوم جدید آن وجود نداشته است. این سخن به این معنا نیست که ما هیچ­گونه شناختی از جهان، طبیعت و انسان نداشته­ایم و ما فرضاً فاقد طبیعیات یا علم­النفس یا شیوه­های دیگری از شناخت جهان و انسان بوده­ایم یا دستاوردهای حِکمی و عرفانی و دینی ما بی­ارزش بوده است. همة سخن در این است که هیچ­یک از این شیوه­های شناسایی، به طور کلی، با علوم جدید و علوم انسانی جدید به اعتبار مفروضات متافیزیکی و نیز روش­های­شان از اساس متفاوت بوده­اند.

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1392ساعت 23:25 توسط مدیر وب‌گاه |

ما و برگسون (منتشرشده در روزنامه فرهیختگان، ۱۴ دی ۱۳۹۲)

ـ ما ایرانیان، نخستین ­بار چگونه با هانری برگسون آشنا شدیم؟

ـ بررسی تاریخی دقیقی در این مورد نداشته­ام اما گمان نمی­کنم کسی زودتر از سید احمد فردید­ــ با تحریر مقاله­ای با عنوان «هانری برگسون و فلسفۀ برگسونی» (مجله مهر، 1316) به معرفی اندیشه­های برگسون به ایرانیان مبادرت ورزیده باشد. 

ـ به نظر شما چرا نظر فردید جوان در میان همة اندیشمندان معاصر اروپایی به فیلسوف فرانسوی، هانری برگسون معطوف شد؟ این توجه به برگسون چگونه قابل توضیح است؟

ادامه یادداشت
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1392ساعت 22:49 توسط مدیر وب‌گاه |

طرح کلی و پیشین این مقاله نخستین­‌بار در جلسه نقد و بررسی کتاب تأملی در فلسفۀ تاریخ عقل، مورخ 17/9/1392 در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه شهید بهشتی و در حضور خود مؤلف، دکتر نصرالله حکمت ارائه گردید. دکتر رسول رسولی­‌پور و دکتر سید محمد­حسن آیت­الله­‌زاده از دیگر میهمانان جلسه و و ناقدان کتاب بودند. مقاله را از اینجا دریافت کنید.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 22:59 توسط مدیر وب‌گاه |

مقاله «دولت اعتدال و حوزه فرهنگ» بنا به درخواست روزنامه ایران نوشته شد و بنا بود در ویژه‌نامه‌ای به مناسبت گذشت صد روز از آغاز به کار دولت جدید منتشر شود، اما متأسفانه از انتشار آن خودداری شد. به همین دلیل این مقاله اکنون از طریق وبلاگ در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد.

دو پرسشی که مسئولان صفحات نظر و اندیشه در روزنامه ایران در مقابل اینجانب قرار داده­اند عبارتند از: ۱. کارنامه دولت اعتدال را در این سه ماهه نخستین به دست گرفتن قدرت اجرایی کشور چگونه ارزیابی می­کنید؟ ۲. آینده فرهنگی کشور را چگونه می­بینید؟

واقعیت امر این است که فرهنگ و امور فرهنگی از سنخ اموری نیستند که با توجه به تغییرات سیاسی و جا به جایی در نیروهای اجرایی و بوروکراتیک  کشور شاهد تحولاتی شگرف و ژرف در آنها باشیم. حوزه فعالیت دولتمردان،اصحاب قدرت سیاسی و نیروهای اجرایی کشور حوزه رسمی و عرصه قدرت (اتوریته)است در حالی که عرصه فرهنگ، حوزه نفوذ و تاثیرگذاری معنوی است. آدمی دارای ساحات شهادت و غیب است. حوزه سیاست حوزه­ای است که با وجه مشهود، یعنی با وجوه تجربه­­پذیر و عینیت­پذیر زندگی آدمیان (مثل اقتصاد، معیشت مردم و روابط بادیگر دول) سروکار دارد این در حالی است که حوزه فرهنگ با وجوه پنهان، وجودی (اگزیستانسیل)، درونی و باطنی، تجربه­ناپذیر، تعین­ناپذیر و در یک کلمه با وجه غیبی حیات آدمی در ارتباط است و جز متفکران، هنرمندان، عارفان و انبیا، هیچ اهل ظاهری به حریم کبریایی جان آدمیان نمی­تواند راه پیدا کند.    


ادامه یادداشت
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 4:35 توسط مدیر وب‌گاه |

گفتگوی سایت مناظره با دکتر عبدالکریمی درباره «فلسفه، تفکر و فرهنگ» را می‌توانید اینجا ببینید یا دانلود کنید (دو فایل).

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1392ساعت 20:49 توسط مدیر وب‌گاه |

در سال­های اخیر در برخی از استادیوم‌­ها و میادین ورزشی شاهد شدیدترین توهین‌­ها و فحاشی­‌های برخی از تماشاگران، آن هم با رکیک­‌ترین الفاظ، به بازیکنان یا داوران مسابقات بوده­‌ایم. بعد از مراسم قرعه­‌کشی گروه­­‌بندی تیم‌‌های شرکت­‌کننده در مسابقات جام جهانی ۲۰۱۴ و هم­گروه شدن تیم ملی فوتبال کشورمان با تیم آرژانتین چندده­‌هزار نفر از جوانان ایرانی با حملة سایبری به ایمیل و صفحة فیس­بوک لیونل مسی، اسطورة فوتبال آرژانتینی و کاپیتان این تیم و نیز به ایمیل­ها و صفحات فیس­بوک خانم فرناندا لیما، مجری زن این برنامه قرعه­‌کشی و نیز همسر وی­ ــ که به سبب حضور این زن در صحنه برنامه زندة قرعه­‌کشی، سیمای جمهوری اسلامی جوانان ایرانی را از دیدن این برنامه از طریق شبکه­‌های تلویزیونی وطنی محروم کرد­ــ شنیع­‌ترین الفاظ را نثار آنان کردند. این حملات سپس در خصوص دیگر بازیکنان تیم ملی فوتبال آرژانتین و سرمربی تیم ملی این کشور نیز تکرار شد. این گونه حملات سایبری بی­‌سابقه نبود و قبلاً نیز شاهد یک چنین حملاتی به ایمیل­‌ها و صفحات فیس­بوک چهره­‌هایی چون فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه، ایوان زایتسف، ستارة تیم والبیال ایتالیا (که قرار بود در برابر تیم ملی والیبال کشورمان بازی کند) و دیگر شخصیت‌های ورزشی نیز دیده شده بود. جمعه‌­شب، مورخ ۲۲/۹/۱۳۹۲ بیژن عبدالکریمی، میهمان برنامه «ورزش از نگاه ۲» در شبکه دو سیما بود تا به بررسی و تحلیل پدیدة مذکور و اساساً بی­‌اخلاقی در حوزة ورزش بپردازد. متن پیاده‌­شده و کامل­ بحث وی در این برنامه را اینجا ببینید.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1392ساعت 21:14 توسط مدیر وب‌گاه |

گفتگوی نشریه خردنامه با بهروز فرنو و بیژن عبدالکریمی درباره کتاب «هایدگر در ایران» را از اینجا دانلود کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 20:47 توسط مدیر وب‌گاه |

دکتر عبدالکریمی فردا (جمعه) در برنامه «ورزش از نگاه دو» با موضوع اخلاق در ورزش که ساعت هشت و نیم شب از شبکه دو پخش می‌شود، حضور می‌یابد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 23:40 توسط مدیر وب‌گاه |

جلسه نقد کتاب «تأملی در فلسفه تاریخ عقل» با حضور دکتر نصرالله حکمت، دکتر رسول رسولی‌پور، دکتر حسن آیت‌الله‌زاده شیرازی و دکتر بیژن عبدالکریمی برگزار شد. فایل صوتی این جلسه را از اینجا دریافت کنید.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 17:15 توسط مدیر وب‌گاه |

مراسم بزرگداشت دکتر داوری روز پنج‌شنبه ۳۰ آبان برگزار شد و دکتر عبدالکریمی در این مراسم سخنرانی کرد. متن سخنرانی در روزنامه ایران مورخ یکشنبه ۱۳۹۲/۹/۱۰ منتشر شد. قابل ذکر است که در گزارش مقدماتی روزنامه ایران بر متن این سخنرانی به اشتباه ذکر شده که آقایان علی لاریجانی و  حداد عادل هم در این مراسم حضور داشته‌اند. لیکن، همان گونه که تصاویر مندرج در خود روزنامه ایران نیز نشان می‌دهند، هیچ مقام بلندپایه سیاسی در این مراسم حضور نداشته است. مراسم اساساً به همت کانون یزدی‌تباران و با همکاری خانه فرهنگ خاتمی، دانشگاه یزد و انجمن فلسفه و اندیشه یزد در ادامه برگزاری همایش‌های تجلیل و بزرگداشت مشاهیر یزدی برگزار شده است. متن کامل سخنرانی در ادامه مطلب آمده‌است و فایل پی‌دی‌اف را هم می‌توانید از اینجا دریافت کنید.



ادامه یادداشت
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 17:54 توسط مدیر وب‌گاه |

گفتگوی روزنامه اعتماد با دکتر عبدالکریمی درباره کتاب «هایدگر در ایران» را اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 18:33 توسط مدیر وب‌گاه |

همايش تجليل از مقام علمي دكتر رضا داوري اردكاني به كوشش كانون يزدتبار و با همكاري خانه فرهنگ خاتمي، دانشگاه يزد و انجمن فلسفه و انديشه يزد، روز پنج‌شنبه ۳۰ آبان، از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ در یزد برگزار مي‌شود. اين همايش كه قرار است در سالن شهيد عباسپور برگزار شود، ميزبان چهره‌هاي علمي، سياسي و فرهنگي استاني و كشوري است. در اين مراسم دكتر داوري اردكاني حضور خواهد يافت و دكتر بیژن عبدالكريمي، يكي از سخنرانان مراسم خواهد بود.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 21:53 توسط مدیر وب‌گاه |

فایل صوتی مناظره حجت‌الاسلام دکتر داوود مهدوی‌زادگان و دکتر بیژن عبدالکریمی راجع به علوم انسانی اسلامی را از اینجا دریافت کنید. گزارش روزنامه ایران از مناظره را هم می‌توانید اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 10:35 توسط مدیر وب‌گاه |

مطالب قدیمی‌تر